یادداشت های ذهن من

خرید بک لینک
یکی بود و آن یکی که باید میبود نبود،آن یکی که همه منتظر آمدنش نشسته بودند از نیمه راه برگشته بود...وقتی ماهی سیاه کوچولو بی هوا مرد و ته تنگ قشنگش بی حرکت افتاده بود،من دلم گرفت...مانده بودم تنگ خالی ماهی سیاه کوچکم که همدم ماه های من بود را چه کنم!؟حالا که خالی مانده بود از ماهی سیاه کوچکم به چه کار می آمد.؟؟..روزها گذشت و من خیره به تنگ خالی ماهی ام نشستم...یک باره دیدم شازده کوچولوی قشنگ من وارد شد و به روی من لبخند زد؛او آمدبا تنهاگل سرخش که از سیاره اش برای من آورده بود،پشت سرش هم گوسفند کوچکش بع بع کنان آمد...شازده کوچولوی قشنگ من برویم لبخند زد و گل سرخ یادداشت های ذهن من...

ما را در سایت یادداشت های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: داستان شازده کوچولو,داستان شازده کوچولو با صدای شاملو,داستان شازده کوچولو به زبان انگلیسی,داستان شازده کوچولو,pdf,داستان شازده کوچولو صوتی,داستان شازده کوچولو اندروید,داستانهای شازده کوچولو,داستان شازده كوچولو و روباه,رمان شازده کوچولو برای موبایل,رمان شازده کوچولو دانلود, نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 9:44

صورتک به چهره زدن خیلی سخته...خصوصا اگه مجبور باشی حتی جلوی نزدیک ترین کس بهت هم صورتک رو از چهره ات درنیاری... یک وقتهایی به این نتیجه میرسی که کسی نیست تا حرف تو را بفهمد و تو را بخاطر خودت دوست بدارد... همه تو را برای این میخواهند که شاد باشی تا آنها شاد شوند،آری آنها شاد شوند...قبل از اینکه یک هفته از داغی که بر دلت نشسته بگذرد خسته میشوند از ناراحتی تو و میگویند بس است دیگر... و تو هرچه خواهش کنی تنها چند روز دیگر برای کنار آمدن با این غم سنگین فرصت دهید هیچکس بگوش نگیرد... آری پرنده کوچک خوشبختی من پر کشید و رفت،من غصه دارم،اما صورتک شادی به چهره خواهم زد یادداشت های ذهن من...

ما را در سایت یادداشت های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: تئاتر زندگی شیشه ای,تئاتر زندگی انسان,تئاتر زندگی,تئاتر زندگی بدون آب,تئاتر زندگی یک رویاست,تئاتر زندگی او,تئاتر پردیس زندگی,دانلود تئاتر زندگی شیشه ای,گروه تئاتر زندگی,تئاتر پردیس زندگی اباذر, نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 5:45

صفحه بندی